• جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ | Friday 19 October 2018
  • بروز رسانی شده: جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۳
صفحه نخست >> کافه باران تاریخ نشر: پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۸:۵۵

انسان های بزرگ همیشه قدرت تغییر دارند

در ادامه سلسه گفتگوها از فرهنگیان بخش چهاردانگه به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم در این بخش گفتگوی صمیمی انجام شده با آقای طالبعلی  پورشریعه

انسان های بزرگ همیشه قدرت تغییر دارند

از فرهنگیان جوان و خوشنام کیاسری که در ادامه مشاهده خواهید کرد.....

آقای پورشریعه شما در خانواده فرهنگی متولد شدید اگرمایلید از پدر و مادرشروع کنیم

خب پدرم ابوالحسن پورشریعه متولد کیاسر و معلم بسیاری از هم نسلان من و قبل از من در کیاسر و دارای پست های مدیریتی در سطح استان مشغول خدمتگزاری به معلمان و فرهنگیان و دانش آموزان در آموزش و پرورش بودند وحتی مقطعی گزینه مدیرکلی آموزش و پرورش نیز بودند وهم اکنون نیز مشغول خدمت به قشر محروم جامعه تحت عنوان طرح امید می باشند. مادر نیز خانم راحله رهبری سالها در کیاسر و ساری هم مشغول تدریس و هم مدیریت مدارس بودند.

گفتید خانم رهبری کمتر کیاسری هست با ایشان در دهه ۶۰و۷۰ خاطره نداشته باشد.

بله دختران دیروز کیاسرومادران امروز حتما خاطرات زیادی از ایشان بیاد دارند. اوهمیشه مهربان بود و حامی دانش آموزانش.

شما خودتان از خانواده کاملا فرهنگی بودید پدر و مادر هر دو از معلمین خوشنام کیاسر بودن زندگی در چنین محیطی باید لذت بخش باشد؟بخشی از حضورپدر و مادر لابد در منزل هم تحت شعاع کار قرارمی گرفت از اوضاع منزل بگویید؟

بله خب مسولیت فرزندان و همچنین تدریس و مدیریت در مدرسه با توجه به نبود پدر بسیار سخت و طاقت فرسا بود اما مادر با تلاش و محبت و صبر زیاد همه امور را به خوبی انجام می داد وهمیشه در کارهایش موفق بود.

مادر اصالتا کیاسری نبودن؟

بله ایشان اصالتا کیاسری نیستند اما به شدت تعصب خاصی به کیاسر دارند وهمیشه دراولین فرصت در کیاسر حضور دارند.

مادرآموزگار فرقش با بقیه مادرها ؟

مادر آموزگار یعنی مادر به توان …. او هم مادر ما بود و هم مادر شاگردانش او شاگرادنش را خیلی دوست داشت.

راستی پول تو جیبی تون براه بود. دوبرابر بچه های عادی؟!

باور کنید همیشه در خرید لباس یا وسایل همیشه پدر و مادر مراقب بودند تا مبادا سطح بالاتری را برایمان برند که تمایزی بین ما و بقیه باشد و پول توی جیبی ما هم مثل بقیه با حساب و کتاب بود.

پدر اما قدری جدی تر بودند از ایشان شاید شاید وجه مدیریتشان بیشتر در اذهان باقی مانده.

بله ایشان همیشه در کارهایشان جدی و با تلاش هستند و در عین حال مهربانی و عطوفت خاصی دارند و همیشه حتی با منتقدین و مخالفین خود همیشه با ببخشش برخورد کرده اند و اخلاق همیشه سرلوحه کارهایش می باشد . که بعضی مواقع این صبر و بخشش ایشان ما را ناراحت هم می کند

پدر در چه مقطعی درس می دادن؟

ابتدایی . راهنمایی و دبیرستان در کیاسر، دانشگاه و ضمن خدمت فرهنگیان و دبیرستان در ساری

وضع اقتصادی تون خوب بود ! کل بچه های مدرسه را دعوت به کیک و نوشابه می کردید؟

به اندازه یک یا دو نفر از دوستان بله.

آخه مگر میشه تو اون اوضاع اقتصادی دو برابر خانواده های عادی درآمد داشتید و پول تو خونه همیشه بود.

خب بعلت مشکلات اقتصادی خانواده پدری و سر وسامان دادن بعضی از اعضا خانواده ایشان بخشی از درامدشان را صرف کمک به دیگران می کردند.

به نظر انسانی رئوف تری می رسیدید!

بیشتر زور مالی نمی رسید من که بدم نمیامد.

معلم کلاس اولتان را به خاطر دارید؟

تشکر از لطف شما، بله خوب به خاطر دارم و مدیون محبت های ایشان هستم. آقای غلامرضا آهنگری که از همینجا دست بوس ایشان هستم.

گفتید آقای آهنگری لابد هوایتان رو بیشتر از شاگردهای کلاس داشتند بالاخره والدیین شما از همکاران اداری و آموزشی ایشان بودن؟!

اتفاقا آقای آهنگری بیشتر از سایر دانش آموزان از من انتظار داشتند و البته فرقی و تمایزی قایل نبودند و فرزند فرهنگی بودن همیشه در تمامی مقاطع بار مسولیت من در دوران مدرسه را بیشتر نیز می کرد.

آقای پورشریعه شما بخشی از دوران تحصیلتان را در کیاسر گذراندید از دوران ابتدایی شروع کنیم

بله با توجه به ویژگی های متفاوت من نسبت به دانش آموزان دیگر، خدا را شکر می کنم که در کیاسر به مدرسه رفتم چون هم مردم و هم معلمان من کاملا با من عادی برخورد داشته و مانند سایرین با من رفتار کرده اند و نگذاشتند من خلایی را احساس کنم . خصوصا آقای غلامرضا آهنگری عزیزو معلمین ورزش وهمه

شما خودتان اواسط دهه ۶۰ دانش آموز شدید از اون دوران بیشتر بگید؟ دورانی که غالبا با فضای پایانی  سال های جنگ  مناسبت های پررنگ ملی مذهبی و بعد با رحلت امام برای هم نسلی های شما خاطره ساز بود!

دقیقا یک دوران حماسی و عقیدتی بود . یادم میاد از تهران مهاجرین برای ادامه تحصیل به مدرسه می آمدند و در مقطعی حتی تونل در مدرسه حفر شده بود و ما در آن تونله برای خطر احتمالی تمرین م می کردیم . خود من بیاد دارم وقتی پدرم عازم جبهه بود با اصرار فراوان برای خودم به کمک آقای حسن سعیدی لباس بسیجی دوختم و میگفتم مرا هم ببرید و خیلی لج بازی کردم . یا همیشه صف اول نماز جمعه با لباس بسیجی حضور داشتم. و حتی در دومین سالگرد ارتحال امام (ره) به همراه پدر و اهالی کیاسر به تهران رفتیم و از نزدیک مقام معظم رهبری را زیارت کردیم و واقعا مرا به یاد دوران زیبایی انداختید

از هم نسلی هایتان در دبستان شهید خانگاه با کدامشان ارتباط دارید؟

با حجت الاسلام جمال سلمانی و جناب محمد طالبی و آقای سعید شریعت. بیشتر در ارتباطم اما همیشه دوستان و اهالی خوب کیاسر با محبتند و دوست داشتنی.

از شرایطتان گفتید گذاشته بودیم بخش بعدی گفتگومون. تا کی کیاسر درس خواندید؟

من تا سوم راهنمایی که پایان مقطع راهنمایی بود در کیاسر تحصیل کردم و باعث افتخار من است.

بعد به خاطر شرایط جسمی راهی ساری شدید؟ و احتمالا ادامه تحصیلات؟

دلایل مختلفی داشت که یکی از آنها این بود که بتوانم شرایط پیشرفت را مهیا کنم

خوب از دوران تحصیل در کیاسر کمی فاصله بگیریم، از شما در کیاسر شاید همان دوران ابتدایی تان در اذهان اهالی مانده بفرمایید الان به چیکاری مشغولید؟

امیدوارم خاطرات خوبی باشد! قطعا خاطرات بدی نیست. این را از این جهت گفتیم چون به نظر ارتباطتان با کیاسر کمی  کمرنگ شده. الان به لطف خدا به عنوان معلم کودکان با نیازهای ویژه مشغول خدمت هستم در آموزش و پرورش

چه حسن تصادفی پس شما خودتان هم معلم هستید؟

 بله در آموزش و پرورش معلم هستم و در بهزیستی نیز به عنوان مسول و روانشناس مرکز ساماندهی کودکان خیابانی و همچنین مدیر کلینیک مددکاری اجتماعی باران نیز هستم مشغول خدمت به مردم عزیز.

پس سرتان حسابی شلوغه همینه که کیاسر نمی آید!؟

بله در سال ۱۳۸۹ با شرکت در آزمون استخدامی و مراحل گزینشی با رتبه ۱۰ نفر اول استان وارد آموزش و پرورش شدم. متاسفانه فرصت نمیشه اما ایام محرم حتما خودمو می رسونم

بسیار هم خوب مهم  این است که به عنوان یک کیاسری منشا خدمات خیری هستید

بله خدا را شکر تا اینجا توانستیم خدمات زیادی را به محرومین جامعه ارائه دهیم

حالا کمی از شرایط جسمی تان بگویید. از کی دچار معلولیت شدید؟

خب بعداز تولد براثر تب و تشنج شدید و اینکه اون زمان امکانات کیاسر زیاد نبود تا منتقل شدن بنده به ساری متاسفانه دچار مشکل شدم

شاید هرگز مثل بچه های عادی بازی و فعالیت نداشتید بالتبع درمقاطعی دچار مشکلات ، یاس و نامیدی هم شدید اما امروز با این جایگاهی که در آن قرار گرفتید نشان دادید انسانی با اراده هستید. البته شاید این جملات را بارها شنیدید و از توضیح و تکرار آن خسته شدید. اما واقعا انسان تا چه اندازه می تواند شرایطش را تغییر دهد؟

خب هر انسانی در مقاطعی یاس و ناامیدی سراغش می آید البته کسانی که به نوعی مشکلاتی دارند هم بیشتر در معرض این تفکرات هستند. اما اگر ما خودمان را بشناسیم و استعدادها وتوانمندی خود را دقیق شناسایی کنیم . با اراده  و پشتکار و برنامه ریزی اصولی به اهداف خود خواهیم رسید. انسان سالم و معلول نداریم همه در درج اول انسان هستیم و باید به درک از خودمان برسیم .ریشه مشکلات فردی ما عدم خودشناسی ست. انسانهای بزرگ همیشه قدرت تغییر دارند

شما علاوه بر اینکه به زندگی عادی و روزمره تان می رسید یک فعال فرهنگی اجتماعی هستید. اینها چقدرش به خود شما بر می گردد و چقدر سهم والدین معلم شماست؟

قطعا حضور والدین نقش بسیار موثر و انکار ناپذیری در رشد و شکوفایی استعداد فرزندان دارند و من بی شک بدون حمایت و ارزش گذاری والدین به این جایگاه نمی رسیدم . اما قطعا اراده و تلاش انسان موتور انگیزشی ست. وقتی تاثیر رفتار و حرکات خود را در جامعه متوجه شدم تصمیم گرفتم در زمینه فرهنگی و اجتماعی نیز فعالیت کنم والبته موانع و سختی ها یی نیز وجود دارد.

از کی متوجه این اراده قوی در خودتان شدید؟ آیا واقعا با کمک مستقیم پدر و مادر توانستید خودتان را احیا کنید؟

قطعا فراموش نمی کنم هزینه هایی که پدرو مادرم برای ایستادن بنده پرداخت کردند و روز ی آرزوی آنان فقط ایستادن و راه رفتن من بود . اما خودم همیشه در زندگی دوست نداشتم ببازم و تلاش من در همه جا برای برد بود. البته برای خدمت به مردم هنوز کارهای زیادی دارم.

چه بخواهیم و چه نخواهیم شما یک الگویی برای جوان های امروز سرزمین مادری! چقدر حاضرید تجربه تان در اختیار جوانان کیاسری بگذارید؟ شده از شما برای حضور در جمع کیاسری ها دعوت کنند و شما را مورد تفقد قرار دهند؟

ضمن سپاس فراوان از شما دوست گرامی از من جایی در کیاسر دعوت نشده اما حاضرم تا جایی که زمان اجازه بدهد درخدمت کیاسر باشم .

ممنون که در این گفتگو شرکت کردید . برای شما جوان بروند زادگاهمان کیاسر آرزوی سربلندی داریم. امیدواریم روزهای آفتابی بیشتری را در زندگی تان ببینبد

سخن آخر:

باید جور دیگر دید . لباید بغضها و کینه ها و تعصبات را کنار گذاشت تا به دنیای سالم نزدیک شویم . به توانمندی افراد فارغ از ظاهر انان احترام بگذاریم و بدانیم همه ی مخلوقات عالم با هدف خلق شده اند. امروز وقتی در کشور اکوادور یک معلول از روی ویلچر رییس جمهور می شود چرا در جامعه ما فضای کار و مسولیت به افراد کاردان داده نمی شود. خدایا چنان کن سرانجام کار   تو خوشنود باشی و ما رستگار.

گفتگو از سیدروح الله شجاعی کیاسری - منبع چهاردانگه نیوز

حمايت مالي درگاه پرداخت مشاوره آنلاين
گالري تصاوير